اشفته عقل
متضادها
عاقل، خردمند، هوشیار
لغت نامه دهخدا
( آشفته عقل ) آشفته عقل. [ ش ُ ت َ / ت ِ ع َ ] ( ص مرکب ) آشفته دماغ.
فرهنگ عمید
( آشفته عقل ) ۱. مخبط، مجنون.
۲. پریشان حواس.
فرهنگ فارسی
( آشفته عقل ) ( صفت ) ۱ - پریشان حواس. ۲ - غمین غمگین. ۳ - مخبط دیوانه.
آشفته دماغ
جمله سازی با اشفته عقل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قصه گویم زمویش آشفته عقل و دین بهر جمع نگذارم
💡 چرا آشفته عقلی گر از عشقش خبر داری چرا وابسته جانی اگر جویای جانانی