لغت نامه دهخدا
شاگرد فاستقم. [ گ ِ دِ فَس ْ ت َ ق ِ ] ( اِخ ) کنایه از حضرت محمد ( ص ) است به لحاظ فحوای آیت: «فاستقم کماامرت ». ( قرآن 112/11 ) ( از غیاث اللغات ) ( از شرفنامه منیری ) ( از آنندراج ) ( از فرهنگ رشیدی ).
شاگرد فاستقم. [ گ ِ دِ فَس ْ ت َ ق ِ ] ( اِخ ) کنایه از حضرت محمد ( ص ) است به لحاظ فحوای آیت: «فاستقم کماامرت ». ( قرآن 112/11 ) ( از غیاث اللغات ) ( از شرفنامه منیری ) ( از آنندراج ) ( از فرهنگ رشیدی ).
کنایه از حضرت محمد ( ص ) است به لحاظ فحوای آیت: [ فاستقم کما امرت ].
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حال پیغمبر نگر با آن کمال فاستقم بودش خطاب از ذوالجلال
💡 قرآن مى فرمايد: فاستقم كما اُمرتَ و مَن تابَ مَعَك (106) اى پيامبر! تو و يارانتاستقامت بورزيد، در كربلا بهترين جلوه هاى استقامت را در امام حسين و يارانش عليهمالسلام مى بينيم.
💡 فاستقم كما امرت و من تاب معك و لا تطغوا انه بما تعملون بصير
💡 همی آیت فاستقم خواند او ز دینی کجا متهم داند او
💡 فاستقم كما أ مرت و من تاب معك و لا تطغوا إ نه بما تعملون بصير (112)
💡 چون آينه فاستقم كما امرت و من تاب معك نازل ميشود. پيامبر اكرم به (من معك )، پيروانش مى فرمايد: (آستين ها را بالا بزنيدو مهياى قيام شويد) و ديگر كسى او را خندان نمى بيند)(73) تا چندسال.