لغت نامه دهخدا
شاکر مصری. [ ک ِ رِ م ِ ] ( اِخ ) رجوع به محمد شاکربن علی بن حسن السالمی معروف به عقاده شود.
شاکر مصری. [ ک ِ رِ م ِ ] ( اِخ ) رجوع به محمد شاکربن علی بن حسن السالمی معروف به عقاده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عالمی را چو از تو شاکر دید گشت در دام خدمت تو شکار
💡 چون ازینجا وا رهی آنجا روی در شکرخانهٔ ابد شاکر شوی
💡 عاشق درویش تا دانست ذوق صبر و شکر بر جفاهای تو صابر وز بلاها شاکر است
💡 ای گرامی بنده شاکر مرا با دو اسم من بشو ذاکر مرا
💡 دل من بنده نیز ای فخر میران همه ساله ز مهر توست شاکر
💡 شاهنشهی که شاکر و با آفرین روند زوار او ز درگه و مهمان او ز خوان