شانه خوری

لغت نامه دهخدا

شانه خوری. [ ن َ خوَ / خ ُ ] ( اِخ ) نام محلی است واقع در نواحی شمالی باتلاق نمکزار کویر و جنوب طاهرآباد وجنوب شرقی بیارجمند از محالات دامغان جزو فرمانداری کل سمنان و تابع استان خراسان. ( از نقشه بغایری ).

فرهنگ فارسی

نام محلی است واقع در نواحی شمالی باتلاق نمکزار کویر و جنوب طاهر آباد و جنوب شرقی بیرجند از محلات دامغان جزو فرمانداری کل سمنان و تابع استان خراسان.

جمله سازی با شانه خوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بین درین شهر، کسی مشک‌فروشی نکند گر کند شانه به زلفان دوتای تو کند

💡 در پی کسب هنر باش که خورشید سلیم بوسه بر دست زند شانه ی آن کاکل را

💡 از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را شورش زنجیر در شور آورد دیوانه را

💡 سرمپیچ از تیغ اگر داری سر جانان که هست ره در آن کاکل ز هر زخم نمایان شانه را

💡 پاس دلهای اسیران وفا، رسم خوشیست سرو من، شانه مکش طرهٔ مشک افشان را

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز