لغت نامه دهخدا
شادی گشای. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) نعت از شادی گشودن. گشاینده راه شادی. شادی ده:
ایا ضمیر تو شادی گشای و انده بند
ایا قبول تو نعمت فزای و محنت کاه.امیرمعزی ( از آنندراج ).
شادی گشای. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) نعت از شادی گشودن. گشاینده راه شادی. شادی ده:
ایا ضمیر تو شادی گشای و انده بند
ایا قبول تو نعمت فزای و محنت کاه.امیرمعزی ( از آنندراج ).
نعت از شادی گشودن گشاینده راه شادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مراست بی رخ تو شادیی به غم نزدیک شبی و روزی در تیرگی به هم نزدیک
💡 در کوهسار عشق و وفا آبشار غم خواند به اشک شوقم و گلبانک شادیام
💡 گر باز دگرباره ببینم مگر اورا دارم ز سر شادی بر فرق سر او را
💡 شادی مادر (انگلیسی: Mother's Joy) یک فیلم کمدی صامت آمریکایی است که در سال ۱۹۲۳ منتشر شد.
💡 تا سپهرش نکند فکر غم تازه (سحاب) هرگز اندیشهٔ شادی دل ناشاد نکرد