شاخه الحیاک

لغت نامه دهخدا

( شاخة الحیاک ) شاخة الحیاک. [ خ َ تُل ْ ح ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان رویس در بخش مرکزی شهرستان خرمشهر و در دو هزارگزی جنوب خاوری خرمشهر و دو هزارگزی خاور راه اتومبیل رو خرمشهر به آبادان. دشت و گرمسیر و مرطوب است. سکنه آن 500تن شیعه اند که زبانشان عربی و فارسی است. آب آن از رود کارون تأمین میشود. محصولات آن غلات، خرما وسبزیجات و شغل اهالی آن زراعت است. راه اتومبیل رو دارد که در تابستان قابل عبور است. قریه میرزاوند جزء این آبادی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان رویس در بخش مرکزی شهرستان خرمشهر و در دو هزار گزی جنوب خاوری خرمشهر و دو هزار گزی خاور اتومبیل رو خرمشهر به آبادان.

جمله سازی با شاخه الحیاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به عمر خویش ندیدم به غیر شاخه ی گل که هیچ شاخ دگر، آفتاب آرد بار

💡 کس بهره از آن تازه بر و دوش ندارد کاین شاخه گل طاقت آغوش ندارد

💡 از این همه درخت که باشد میان شهر یک شاخه نیز منقل ما را جلا نداد

💡 بریز بار تعلق که شاخه های درخت نمی شوند سبکبار تا ثمر ندهند

💡 میان شاخه‌ها خود را نهان داشت رخ از تقدیر، پنهان چون توان داشت

💡 عید آمد و مرغان ره گل‌زار گرفتند وز شاخه گل داد دل زار گرفتند

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز