لغت نامه دهخدا
شاخ بستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) (... کبوتر ) هر دو بال را راست و موازی هم کردن رو بجانب بالا و ازهوا آهنگ فرودآمدن کردن کبوتر. ( در لهجه قزوین ).
شاخ بستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) (... کبوتر ) هر دو بال را راست و موازی هم کردن رو بجانب بالا و ازهوا آهنگ فرودآمدن کردن کبوتر. ( در لهجه قزوین ).
هر دو بال را راست و موازی هم کردن رو بجانب بالا و از هوا آهنگ فرود آمدن کردن کبوتر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مثال روی و خالش رسم بستن در امکان مه و اختر نباشد