سیه سران

لغت نامه دهخدا

سیه سران. [ ی َه ْ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان علمدار گرگر بخش جلفا شهرستان مرند. دارای 1452 تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات. محصول آنجا غلات، حبوبات و پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان علمدار گر بخش جلفا شهرستان مرند.

جمله سازی با سیه سران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۱۷۲ دولت در این کنفرانس شرکت کردند و ۱۰۸ نفر از سران دولت‌ها به این کنفرانس فرستاده شدند.

💡 ز باده کرده کرم و لطف نوش لذت او سران روی زمین اند خرم و سرمست

💡 از بوس لب‌های سران بر پای اسب اخستان از نعل اسبش هر زمان یاقوت مسمار آمده

💡 تیغ تو که از زخم زبان مغز سران برد هرجا که دمی زد دم او کارگر آمد

💡 نشست سران کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) (در تصویر)،به صورت رسمی در بخارست طی مراسم شام رسمی رهبران گشایش یافت.بی‌بی‌سی

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز