سیل گرگی

لغت نامه دهخدا

سیل گرگی. [ س ِگ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مال اسدی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد. دارای 120 تن سکنه. آب آن از چشمه ها. محصول آنجا غلات، لبنیات و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان فرش و سیاه چادر بافی است. ساکنین از طایفه مال اسد هستند و زمستان رابه قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان مال اسدی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد.

جمله سازی با سیل گرگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرگ بالای ستون نشان دهنده اعتقاد ترک‌ها به منشأ آنها از گرگی مانند مغول است.

💡 گر بزی را از تو پیدا گشت معنی زانکه تو بی‌شبان درنده گرگی با شبان لاغر بزی

💡 مجموعه جان شانو (Jon Shannow): گرگی در سایه، آخرین محافظ

💡 برون را می‌نوازد همچو یوسف درون گرگی‌ست کاو در قصد خونست

💡 گر به گرگی برسم یوسف مه روی شود در چهی گر بروم گردد چه باغ ارم

💡 جنگل گرگی، روستایی از توابع بخش اسماعیلی شهرستان عنبرآباد در استان کرمان ایران است.

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز