لغت نامه دهخدا
سیرابی فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) شکنبه فروش. کیپافروش.
سیرابی فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) شکنبه فروش. کیپافروش.
شکنبه فروش. کیپا فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در غذاهای یونانی، سوپ سیرابی به نام (یونانی: πατσάς) شناخته میشود.یونانی: πατσάς
💡 من از تو سیر نگردم که صاحب استسقا نه ممکن است که هرگز رسد به سیرابی
💡 من آن دریا کشم کز باده سیرابی نمی دانم قناعت می کند از تاک، زاهد گر به مسواکی
💡 سبزهام چون مژه ساغرکش سیرابی نیست زبن چه حاصلکه مقیم لب جوگردیدم
💡 ایکه سیرابی خدارا وصفآب ازمن مپرس هل بجویم تشنهیی آنگه بگویم وصف آب
💡 سوپ سیرابی یا خورش سیرابی از سیرابی شیردان (گاو، گوساله، گوسفند، خوک) تهیه میشود.