سیاسیات محلی

فرهنگستان زبان و ادب

{local politics} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] امور سیاسی مربوط به بخشی از کشور

ویکی واژه

امور سیاسی مربوط به بخشی از کشور.

جمله سازی با سیاسیات محلی

💡 سگ به ز کسی باشد کو پیش سگ کویت دل را محلی بیند جان را خطری داند

💡 هست محلی تمام عالی چون آسمان هست زبانی فصیح بران چون ذوالفقار

💡 جهاندار شاها تویی از ملوک که گردون محلی و دریا نوال

💡 جان می‌طلبد، نمی‌دهم روزی چند جان را محلی نیست، تقاضاش خوش است

💡 زهی سپهر محلی که دون رتبت توست هرآنچه عقل زاقسام آفرین داند