سپید گندمه
مترادفها
گندمی
لغت نامه دهخدا
سپیدگندمه. [ س َ / س ِ گ َ دُم َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نصی. سبط. ( محمودبن عمر ) ( السامی فی السامی ): الالماع؛ زمین باسپیدگندمه شدن. الاطراف؛ بسیارسپیدگندمه شدن زمین. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
نطی سبط زمین با سپید گندمه شدن
جمله سازی با سپید گندمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میوه اویارسلام گندمه بیضیشکل و به رنگ قهوهای است. اویارسلام با بذر تکثیر میشود.
💡 تخم برهه- (آلاله) پوشینه - جوز برزیل گندمه – گندم) شفت لیفدار- نارگیل فولیکول – (شیر گیاه) بنشن – (نخود، لوبیا، بادام زمینی)
💡 زمانی که میوه میرسد، غشای تخمدان نازک شده و به پوست دانه میچسبد. این گونه میوهها را گندمه گویند، مثل دانهٔ گندم، ذرت و چاودار. دانهٔ بعضی غلات حتی پس از برداشت هم داخل غلاف باقی میماند، مثل برنج و جو.