سپرداری کردن
مترادفها
تحویل دادن، امانت دادن، سپرده شدن
متضادها
گرفتن، دریافت کردن
لغت نامه دهخدا
سپرداری کردن. [ س ِپ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حمایت کردن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با سپرداری کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 می کند بی برگی از آفت سپرداری مرا وحشت شمشیر دارد رهزن از عریانیم
💡 چون رسد وقت، دهد جان به دم تیشه خویش بیستون گرچه سپرداری فرهاد کند
💡 عشق چون تیغ کشد بر دل بیچاره کلیم کیست جز داغ که آید به سپرداری دل
💡 ساغر لبریز اگر صائب سپرداری کند می توان خون خود از گردون مینایی گرفت
💡 خار را گل ز آتش سوزان سپرداری کند در پناه مهر خاموشی بود خوشتر زبان
💡 با وجود آنکه چون ناسور دارد دشمنی زخم ما یکبار از مرهم سپرداری ندید
💡 سپرداری کردن مسئولیتهای حساس به افراد غیرمتخصص میتواند منجر به بروز اشتباهات جبرانناپذیر و خسارتهای مالی سنگین در پروژههای بزرگ صنعتی شود.
💡 در قراردادهای تجاری، دقت در فرآیند سپرداری کردن اموال و داراییها به امین، پیششرط اصلی برای جلوگیری از اختلافات حقوقی در آینده است.
💡 والدین باید در تربیت فرزندان خود، به تدریج فرآیند سپرداری کردن وظایف کوچک به آنها را آغاز کنند تا حس مسئولیتپذیری در آنها شکل بگیرد.