لغت نامه دهخدا
سفره پرداز. [ س ُ رَ / رِ پ َ ] ( نف مرکب ) شخص بسیارخوار که سفره را از خوردنی خالی کند. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 63 ):
سفره پردازلبلبوخواری
روده پرساز معده انباری.ملافوقی یزدی ( از آنندراج ).
سفره پرداز. [ س ُ رَ / رِ پ َ ] ( نف مرکب ) شخص بسیارخوار که سفره را از خوردنی خالی کند. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 63 ):
سفره پردازلبلبوخواری
روده پرساز معده انباری.ملافوقی یزدی ( از آنندراج ).
شخص بسیار خوار که سفره را از خوردنی خالی کند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از کف عنان صبر چو سیماب برده اند خوبان ز روی آینه پرداز بوسه را
💡 اگر هر موی من گردد زبان شکوه پردازی نخواهد دل تهی شد تا زبان من نخواهی شد
💡 اين دروغ پردازان هيچ توجه نكردند كه اگر او چنين تسليم فرمان خليفه
💡 سخن پرداز چین گفت ای خداوند نشاید عرض کالا بی خداوند
💡 چند باشی به این و آن مشغول شرم دار و به خویشتن پرداز
💡 هر که در مستی شود چون کبک آوازش بلند بی تکلف زخم جان پرداز شاهینش سزاست