لغت نامه دهخدا
سریران بزو. [ س َ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بخش حومه شهرستان بجنورد. دارای 142 تن سکنه و آب آن از رودخانه، چشمه و محصول آن غلات، بنشن، میوه و شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
سریران بزو. [ س َ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بخش حومه شهرستان بجنورد. دارای 142 تن سکنه و آب آن از رودخانه، چشمه و محصول آن غلات، بنشن، میوه و شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
ده از دهستان بخش حومه شهرستان بجنورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوش کردم جمله را و تشنه تر گشتم ازآن گفتم ای ساقی می باقی بیاور زو بزو
💡 چندانکه درین باب سخن می گفتم می راند مرا چون بزو یک بز بنراند
💡 مو مخام خوذم بزو چشمه نوشت بزنم لبام غنچه کُنُم، شرق تو گوشت بزنم
💡 گر بدریا در نهان گردد چو ماهی خصم تو زو برون آری بزو بینش چو ماهی را بشست