بی دندانی
مترادفها
بیدندان
متضادها
دنداندار
فرهنگستان زبان و ادب
{edentulous} [تغذیه] وضعیتی که در آن فرد دندان ندارد یا دندان خود را ازدست داده است
جمله سازی با بی دندانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر سر خوان وصالت بتناول نرسد بخت پیر من درویش ز بی دندانی
💡 پیرمرد با آن چهرهی خندان و وضعیت بی دندانیاش، با مهربانی تمام برای کودکان داستانهای قدیمی و شنیدنی از دوران جوانیاش تعریف میکرد.
💡 برخی از بیماران پس از انجام جراحیهای پیچیده در ناحیه فک، ممکن است برای مدتی با مشکل بی دندانی و دشواری در غذا خوردن مواجه شوند.
💡 در تصاویر قدیمی مربوط به قرن گذشته، بسیاری از افراد به دلیل نبود مراقبتهای بهداشتی، با وضعیت بی دندانی و سلامت دهان ضعیفی دیده میشوند.