سرتیز کردن
مترادفها
تیز کردن، برنده کردن
متضادها
کند کردن
لغت نامه دهخدا
سرتیز کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ساختن. بهم بافتن. سرهم کردن:
پریرخ زآن بتان پرهیز میکرد
دروغی چند را سرتیز میکرد.نظامی. || فروبردن. داخل کردن:
سنان بر سینه ها سرتیز کرده
جهان را روز رستاخیز کرده.نظامی.
فرهنگ فارسی
ساختن بهم بافتن سرهم کردن
جمله سازی با سرتیز کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جک برابام از تیم کوپر-کلیمکس، جان سرتیز از تیم لوتوس-کلیمکس و اینس ایرلند از تیم لوتوس-کلیمکس بهترتیب مقامهای اول تا سوم مسابقه را کسب کردند.
💡 در این مسابقه که در ۱۵ دور و به مسافت ۳۴۲٫۱۵ کیلومتر (۲۱۲٫۶۰۲ مایل) برگزار شد، پول پوزیشن توسط جیم کلارک کسب شد و سریعترین زمان برای طی یک دور پیست که برابر با ۸:۴۹٫۰ بود نیز توسط جان سرتیز به ثبت رسید.
💡 جیم کلارک از تیم لوتوس-بیآرام، جوهن رایندت از تیم کوپر-مازراتی و جان سرتیز از تیم کوپر-مازراتی بهترتیب مقامهای اول تا سوم مسابقه را کسب کردند.
💡 از بس خونها که ریخت غمزهٔ سرتیز او عشق به انگشت پای میکند آن را شمار
💡 در این مسابقه که در ۵۵ دور و به مسافت ۴۰۷ کیلومتر (۲۵۲٫۸۹۸ مایل) برگزار شد، پول پوزیشن توسط جان سرتیز کسب شد و سریعترین زمان برای طی یک دور پیست که برابر با ۲:۲۷٫۵۳ بود نیز توسط جان سرتیز به ثبت رسید.
💡 ژاکی ایکس از تیم فراری، جان سرتیز از تیم هوندا و جکی استوارت از تیم ماترا-فورد بهترتیب مقامهای اول تا سوم مسابقه را کسب کردند.
💡 او برای آمادهسازی ابزارهای کار خود، ساعتها وقت صرف سرتیز کردن تیغههای مختلف چاقو و کارد با استفاده از سنگهای مخصوص و با دقت بسیار زیاد میکرد.
💡 هدف اصلی این دوره آموزشی، سرتیز کردن مهارتهای ارتباطی کارمندان شرکت برای بهبود کیفیت خدمات مشتریان و افزایش رضایت آنها در محیطهای کاری بسیار رقابتی است.
💡 تلاش مداوم ورزشکاران برای سرتیز کردن تواناییهای ذهنی و جسمی خود، باعث میشود که در مسابقات بزرگ بینالمللی بتوانند مدالهای طلای ارزشمندی را برای کشورشان به ارمغان بیاورند.