لغت نامه دهخدا
ستونه کردن. [س ِ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) موج زدن:
سبک زبانه زند ناگه و ستونه کند
ز تیغ و نیزه سلطان صفدر آتش و آب.مسعودسعد. || حمله کردن:
عقابی که از بی پری شد زبون
ستونه کند لیک هم بر ستون.خسرو ( از آنندراج ).
ستونه کردن. [س ِ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) موج زدن:
سبک زبانه زند ناگه و ستونه کند
ز تیغ و نیزه سلطان صفدر آتش و آب.مسعودسعد. || حمله کردن:
عقابی که از بی پری شد زبون
ستونه کند لیک هم بر ستون.خسرو ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سبک زبانه زد ناگه و ستونه کند ز تیغ و نیزه سلطان صفدر آتش و آب
💡 از ستونهات بیستون سنگی وز طبقهات آسمان رنگی
💡 در بلخ (یونانی: Bactra)، پایتخت یونانیان دژهای بجایمانده از عهد سلوکیان و بناهای سبک هِلِنی زیادی وجود داشت. سرستونهای کُرینتی که برای تزئین قصرهای چند ستونه بکار برده میشدند، و در بلخ کشف شدهاند، مربوط به همین دوران اولیه هستند.
💡 دومین کتاب به نام «هاراتس وارگ» در سال ۱۶۴۱ میلادی به چاپ رسید. کتاب مزبور شرح حال روحانیون ارمنی، تارک دنیاها و پندنامه است. این کتاب تنها در پانصد نسخه، با حروف بسیار درشت و صفحات دو ستونه، به چاپ رسانند.