لغت نامه دهخدا
( ستون آوند ) ستون آوند. [ س ُ آ وَ ] ( اِ مرکب ) صفه بلند. ( آنندراج ).
( ستون آوند ) ستون آوند. [ س ُ آ وَ ] ( اِ مرکب ) صفه بلند. ( آنندراج ).
( ستون آوند ) صفه بلند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو احتیاج عصا شد، مشو ز خود غافل ستون بنای کهن را علامت خلل است
💡 در دو جانب حیاط مورد بحث، دو ایوان، هر یک با دو ستون کوچک وجود داشتهاست.
💡 دوسال شد که برین فرخ آستانه مرا شده ست دست تفکر به زیر روی ستون
💡 معروفترین ستونهای زنپیکر ستونهای نیایشگاه ارختئیون (Έρέχθειον) آتن است.
💡 تا بنای ملک را زیر سپهر بی ستون غیر عدل و راستی نبود ستون راستین