سبزه ٔ بیدار

لغت نامه دهخدا

سبزه بیدار. [ س َ زَ / زِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سبزه بالیده. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سبزه بالیده

جمله سازی با سبزه ٔ بیدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گزارش‌هایی که از عراق منتشر می‌شد حاکی از احتمال عهدشکنی صدها تن از اعضای شوراهای بیداری و پیوستن آن‌ها به گروه‌های شورشی یا القاعده بود.

💡 دوش گفتم از لبش جانم بکام دل رسد چون کنم او خفته و بخت رهی بیدار نیست

💡 اندکی ای ناله امشب بی اثر می یابمت آن که هر شب می شنید امشب مگر بیدار نیست

💡 چشم تو خفته ست و من بیدار چو چشم فلک یکزمان بیدار شو با چشم بیدارم بساز

💡 گفتمش خورشید سر زد، ماه من بیدار شو گفت تا من برنخیزم، کی برآید آفتاب

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز