سامان کنگرپزان

لغت نامه دهخدا

سامان کنگرپزان. [ ک َ گ َ پ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جهانگیری بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز. واقع در 36 هزارگزی شمال باختری مسجدسلیمان و کنار راه شوسه مسجدسلیمان به لالی. هوای آن گرم و دارای 70 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات، لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی آنان قالیچه بافی است. راه شوسه دارد. این آبادی را خیبر نیز میگویند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان جهانگیری بخش مسجد سلیمان شهرستان اهواز

جمله سازی با سامان کنگرپزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سامان اربابی (زادهٔ ۱۹۷۳) روزنامه‌نگار، خبرنگار، کاریکاتوریست، طراح مد و لباس و تهیه‌کننده تلویزیونی است.

💡 سر زلف که یارب آستین افشاند بر عالم؟ که اسباب پریشانی به سامان است دل‌ها را

💡 آنچه گذشت، فهرست و مشخصات درها و ورودى هاى قديم صحن حرم حضرتابوالفضل عليه السلام بود. اما درها ورودهاى جديد كه به سلا 1394 هجرى قمرى(1974 ميلادى ) سامان يافته، از اين قرار است:

💡 بخش مرکزی، یکی از بخش‌های شهرستان سامان در استان چهارمحال و بختیاری ایران است. مرکز این بخش، شهر سامان است.

💡 دلم را بارها گفتی که: سامانی دهی، اکنون چو شد سرگشته می‌بینم که سامانش نمی‌سازی

💡 آتشم در سر و سامان به چه تدبیر زدی؟ یک سر مو چو مرا نیست که خود رام تو نیست