ساعت مستوی

لغت نامه دهخدا

ساعت مستوی. [ ع َ ت ِ م ُ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ساعت مستویه. مداری است که در آن از فلک پانزده درجه دور زند. ( مفاتیح ). ساعت راست. ساعت معدل. ساعت معتدل. ساعت استوائی. ساعت اعتدالی. ساعت وسطی. و آن بیست و چهار یک شبانه روز، و ساعت معمول امروز جهان است. رجوع به التفهیم ص 70 و 71 و 307 و 364 و ساعت نجومی شود.

فرهنگ فارسی

ساعت مستویه مداری است که در آن از فلک پانزده درجه دور زند

جمله سازی با ساعت مستوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرکه او معبود را بر عرش ‌گوید مستوی مذهب او ارا به برهان سربه‌سر یکسر بخر

💡 گفت آخر آن مسیحا نه توی که شود کور و کر از تو مستوی

💡 چیست نامی که مستوی خوانیش از عبارات تازیان باشد

💡 شد فروزان بر فراز طور نار موسوی نفس رحمن گشت بر عرش ولایت مستوی

💡 هر یکی را در مداری مستوی بر گرد خویش گاه اندر بطو و گاه اندر شتاب انداخته

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز