فرهنگستان زبان و ادب
{compatibility of goods} [حمل ونقل دریایی، حمل ونقل ریلی] وضعیتی که در آن بتوان کالاهای مختلف را در یک انبار بارگیری کرد متـ. سازگاری compatibility
{compatibility of goods} [حمل ونقل دریایی، حمل ونقل ریلی] وضعیتی که در آن بتوان کالاهای مختلف را در یک انبار بارگیری کرد متـ. سازگاری compatibility
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساخت عمری با رقیبان و دمی با ما نساخت سازگاری را نگر ناسازگاری را ببین
💡 اندامها و ساختمان بدن پرندگان برای آسانتر کردن فرایند پرواز به گونهای نامعمول و البته ویژه با شرایط سازگاری یافته و مطابق نیازهای آنها شده که این انعطافپذیری در دیگر مهرهداران دیده نمیشود و آنها از این ویژگی در این سطح بیبهرهاند.
💡 مجوی ابن یمین زین پس نظام کار خود از کس ترا در سازگاری بس توکل کردنت بر حق
💡 ز دل آرام می جویم، بخند ای یأس بر رویم که چشم سازگاری من ز خار پیرهن دارم
💡 این ماهی با ماهیهایی همچون گورامی، مولی، دم شمشیری، شارک، رامیزی، انواع لوچها و کت فیشها سازگاری دارد و میتوان آنها را در کنار هم نگهداری نمود.