زیست اوار
فرهنگستان زبان و ادب
زیست آوار
{bioclast} [زمین شناسی] مواد آواری حاصل از اندام های مقاوم جانوران و گیاهان به صورت کامل یا قطعه ای
جمله سازی با زیست اوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در میکده لطف تو بیخویش توان زیست در مصطبهٔ قهر تو هشیار توان بود
💡 در صومعه با ذکر نشد زیست میسر در میکده بانعره مستانه توان بود
💡 با خویشتن آی و این همه غفلت چیست گر مرد رهی بهتر ازین باید زیست
💡 مرا جانی و من تا کی توانم زیست دور از تو تن مسکین من جایی و جان نازنین جایی
💡 بر آستان تو دریا دلی تواند زیست که در به جای سرکشش در آستین باشد
💡 شاعر با توصیف شخصیت یک مرد زیست اوار، توانست خستگی و رنجهای ناشی از سالها کار سخت و زندگی دشوار را به خوبی نشان دهد.
💡 او با نگاهی زیست اوار به اطرافیان خود، گویی تمام توان و انرژی لازم برای تعامل با دنیای پرهیاهوی امروز را از دست داده بود.
💡 شخصیتهای داستان در اواخر کتاب، به عنوان انسانهایی زیست اوار تصویر شدهاند که از سنگینی بار مسئولیتهای اجتماعی خود بسیار خسته هستند.