لغت نامه دهخدا
( زیرک آمیغی ) زیرک آمیغی. [ رَ ] ( ص مرکب ) یعنی حکیم حقیقی و مراد از حضرت یزدان است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). خردمند حقیقی و براستی. ( ناظم الاطباء ).
( زیرک آمیغی ) زیرک آمیغی. [ رَ ] ( ص مرکب ) یعنی حکیم حقیقی و مراد از حضرت یزدان است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). خردمند حقیقی و براستی. ( ناظم الاطباء ).
( زیرک آمیغی ) یعنی حکیم حقیقی و مراد از حضرت یزدان است. خردمند حقیقی و براستی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جولیو آندرئوتی به زیرکی شناخته میشد. او یکی از پدران بنیانگذار جمهوری ایتالیا پس از جنگ جهانی بود.
💡 در جمع مال عمر هزینه چه میکنی؟ زیرک نباشد آنکه زر افزود و عمر کاست
💡 سامانه عشایری تیجنان یا زیرکی دن روستایی در دهستان نسکند بخش نسکند شهرستان سرباز استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 من خورم خونابه هجران و بیزارم،ازآنک ماجرا با زیرکان خونابه دیگر بود
💡 حسن زیرک نفوذ فرهنگی مهمی نه تنها در کُردها، بلکه در همسایگان فارس، ترک و لر زبان آنها نیز داشتهاست. زیرک به بخشی از هویت فرهنگی کُرد تبدیل شدهاست.
💡 دم از دانش مزن با دانه خال نکورویان که از هر حلقهدام عشق مرغ زیرکی دارد