زیر باذ

لغت نامه دهخدا

زیرباذ. [ رَ ] ( اِخ ) زیرباد. جزیره زیراباذ. از نواحی فارس... ابن سیران در تاریخ خود آرد: عبداﷲبن عماره صاحب جزیره زیرباذ که بیست و پنج سال پادشاهی کرده بود در سال 309 هَ. ق. درگذشت و پس از وی برادرش جعفربن حمزة شش ماه پادشاهی کرد و بدست غلامان خود کشته شد و بعد از اوبطال بن عبداﷲبن عماره به پادشاهی رسید. ( از معجم البلدان ). رجوع به قاموس الاعلام ترکی ذیل زیرباد شود.

فرهنگ فارسی

یا زیر باد جزیره زیراباذ از نواحی فارسی.

جمله سازی با زیر باذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا به زیر چشم این صاحب نظر یابد نظر از غبار خاک پایش بسته زیور آفتاب

💡 به زیر لب دعایش گفت صد راه رخ اندر پاش می‌مالید کای شاه

💡 در بر هر زیر و بمی خفته فسون عدمی در همه سازست رمی با همه رنگست پری

💡 فتاده در دل بدخواه تو فتور فتن نهاده زیر هوا خواه تو سریر سرور

💡 رقعه پنهان کرد و ننمود آن به شاه کو منافق بود و آبی زیر کاه

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز