لغت نامه دهخدا
زیت ریاح. [ زَ / زِ ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) طراثیث است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به طراثیث شود.
زیت ریاح. [ زَ / زِ ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) طراثیث است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به طراثیث شود.
طراثیث است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریاح فضل تو اکنون ز روحبخشی خاص بهار تازه بپرورد وگل به بار آورد
💡 چو بزمش بوی خوش را ساز دادی صبا وام ریاحین باز دادی
💡 از جمله سوابق اجرایی حسن ریاحی میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
💡 این ریاحین ز قاف روید و بس کش نیاری تو در شمارهٔ خس
💡 سور نوروز دمیدند، بده ساقی می آمد اموات ریاحین به در از هر اجداث
💡 بسته است این چنین به باغ آئین شسته است از رخ ریاحین گرد