زیادت خور
مترادفها
زیادهرو، پرخور
متضادها
مقتصد، کمخور
لغت نامه دهخدا
زیادت خور. [ دَ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) بسیارخوار. که بسیار خورد. که سیری نداشته باشد:
کم کن اجری که زیادت خورند
خاص کن اقطاع که غارتگرند.نظامی.
فرهنگ فارسی
بسیار خوار که بسیار خورد
جمله سازی با زیادت خور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفت: از آنکه داری زیادت بایدت؟