لغت نامه دهخدا
زهره اسیوس. [ زَ رَ / رِ ی ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسیوس است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به اسیوس شود.
زهره اسیوس. [ زَ رَ / رِ ی ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسیوس است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به اسیوس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عجب بحریست عشق او که گر در خون شوم غرقه هنوز آن زهره ام نبود که گرد ساحلش گردم
💡 مشتری در طالع است و ماه و زهره در حضور یار چوگان زلف مه رو میر این میدان شدهست
💡 یا رب آن شاهوَشِ ماهرخِ زهرهجبین دُرِّ یکتایِ که و گوهر یکدانهٔ کیست؟
💡 یک سال پس از دخالت نظامی شوروی به خاک افغانستان، زهره با شوهر و فرزندش میهن را ترک کرد.
💡 آن لالهنام لالهفروش، از دو زلف خود بر ماه و زهره غالیهپوشی کند همی