لغت نامه دهخدا
زرگران پایین. [ زَ گ َ ن ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کاغه است که در بخش دورود شهرستان بروجرد واقع است و 200 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
زرگران پایین. [ زَ گ َ ن ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کاغه است که در بخش دورود شهرستان بروجرد واقع است و 200 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی از دهستان کاغه است که در بخش درود شهرستان بروجرد واقع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیورات مشخص و مربوط خانمها و دوشیزه گان ترکمن را، که اکثر از نقره میباشد، تنها و تنها زرگران ترکمن میتوانند بسازند. قشر زن ترکمنها زیورات نقره را نسبت به طلا ترجیح میدهند و بیشتر علاقهمند به زیورات نقره هستند.
💡 افلاطون حكيم در كوى زرگران منزلى گرفته بود، علّت راسؤال كردند، گفت: اگر خواب بر چشم من غالب شود و از تفكر و مطالعه باز بمانم صداىابزار زرگرى مرا بيدار كند تا به كارم بپردازم.