لغت نامه دهخدا
زرق پیشه. [ زَ ش َ/ ش ِ ] ( ص مرکب ) ریاکار. حیله گر. مکار:
خاقانی را دلی است آلوده خشم
زین زُرّق زرق پیشه ازرق چشم.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 725 ).رجوع به زرق شود.
زرق پیشه. [ زَ ش َ/ ش ِ ] ( ص مرکب ) ریاکار. حیله گر. مکار:
خاقانی را دلی است آلوده خشم
زین زُرّق زرق پیشه ازرق چشم.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 725 ).رجوع به زرق شود.
ریا کار حیله گر مکار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابراین، وی به سبب پیشه شیشهگریاش، به این نام معروف شدهاست.
💡 رهبر شوروی استراتژی خود را برای پیشهوری بیان میکند:
💡 پیشه مردم روستا اغلب کشاورزی، دامپروری و زراعت می باشد.
💡 من چون برم ز دوست گله پیش غیر دوست چون پیشه ی دو چشم خوش دوست دلیریست
💡 بدانه تخمها در پیشکارانند مردم را که هریک ز آن یکی کارو یکی پیشه دگر دارد