زرافشانی کردن

لغت نامه دهخدا

زرافشانی کردن. [زَ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زرافشان کردن:
نخستش خواند باید با صد امید
زرافشانی بر او کردن چو خورشید.نظامی.

فرهنگ فارسی

زر افشان کردن

جمله سازی با زرافشانی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی که دایم چو پنجه ی خورشید کف جودت کند زرافشانی

💡 بود مریخ و خورشید آسمان کامکاری را حسامت در سراندازی و دستت در زرافشانی

💡 به سالار مهین بارگه الله‌وردی‌خان که بدهم در سر‌افشانی سمر هم در زرافشانی

💡 بهر آموزد از لفظ بدیع تو گهرباری خزان آموزد از کف جواد تو زرافشانی

💡 گهی می‌خواهد از من پیشکش بهر تو دریادل که دست درفشانت عار دارد از زرافشانی

💡 شرمسارست توانگر ز زرافشانی خود چون گدای تو کند دست بجان افشانی

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز