زر رشته گر

لغت نامه دهخدا

زررشته گر. [ زَ رِ ت َ / ت ِ گ َ ] ( ص مرکب ) گلابتون ساز و زرکش.

فرهنگ فارسی

گلابتون ساز و زرکش

جمله سازی با زر رشته گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شدست باغ پر از رشته‌های در خوشاب شدست راغ پر از توده‌های عنبر ناب

💡 بمالید شادان به چیزی تنش یکی رشته بنهاد بر گردنش

💡 به رشته نگه آن کس که می کشد صائب بغیر گوهر عبرت، گناه می دانم

💡 طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد گره در سبحه بیش از رشته زنار می باشد

💡 و اندر رضای او گه و بیگه به شعر زهد مر خلق را به رشته کنم علم و حکمتش

💡 مرگ عاشق بی شمار آن سیمبر دارد به یاد رشته بسیار این عقد گهر دارد به یاد