زخم گران زدن

لغت نامه دهخدا

زخم گران زدن. [ زَ م ِ گ ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بشدت ضربت زدن. جراحت سخت وارد کردن:
بسکه خوردم بس زدم زخم گران
دل قوی تر بوده ام از دیگران.مولوی.رجوع به زخم شود.

فرهنگ فارسی

بشدت ضربه زدن جراحت سخت وارد کردن

جمله سازی با زخم گران زدن

💡 هلا بیابان عمر چرا به غم طی کنیم میی گران‌سنگ ده که اسب غم پی کنیم

💡 مى نويسند: اين دستور بر محمّد صلى الله عليه و آله خيلى سخت و گران آمد. دورى وهجران ! آن هم از خديجه !

💡 بر تن او پیرهن هست گران از حریر نیست عجب گر ز رشک پاره کنم پیرهن

💡 او گران‌ترین فروش باشگاه فوتبال آژاکس آمستردام با ۹۵ میلیون یورو می‌باشد.

💡 گر فلک یک صبحدم بامن گران باشدسرش شام بیرون می‌روم چون آفتاب از کشورش

💡 همچو سنگی‌است گران گشته‌فرود از برکوه می‌دود نعره‌زنان تا که بیفتد از پای