لغت نامه دهخدا
( زبدالاَّنک ) زبدالاَّنک. [ زَ ب َ دُل ْ ن ُ] ( ع اِ مرکب ) کف سرب.
( زبدالاَّنک ) زبدالاَّنک. [ زَ ب َ دُل ْ ن ُ] ( ع اِ مرکب ) کف سرب.
کف سرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر روی این ره خطر ناید زبد خود همه افعال بد آید ز بد
💡 یا رب زبد و نیک جهانم بستان دست هوس از دامن جانم بستان
💡 گر ز بیقدری چو خاکم، لیک خاک آن درم ور زبد خویی سگم، اما سگ آن آستان
💡 می نترسم زبد چرخ و نباشم حیران کانکه آورده مرا باز برد در وطنم
💡 ای دل سررشتهٔ اَمَل کوته کن خود را زبد و نیک جهان آگه کن