لغت نامه دهخدا
( زایل وتدآب ) زایل وتدآب. [ ی ِ ل ِ وَ ت َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زائل وتد آب. در اصطلاح اهل رمل، سومین خانه از خانه های آبی است.( از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به زایل وتد شود.
( زایل وتدآب ) زایل وتدآب. [ ی ِ ل ِ وَ ت َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زائل وتد آب. در اصطلاح اهل رمل، سومین خانه از خانه های آبی است.( از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به زایل وتد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون گشت زایل این سَخَطِ شهریار راد گفتم که کِی شود سَخَطِ شهریار؟ گفت:
💡 گشت زایل دین چو پیدا شد حسد پس مسوزان از حسد خود را جسد
💡 چو شب سیاهم ز اندوه و چشم می دارم که صبح عدل تو زایل کند سیاهی من
💡 و گفت: الهی! مرا فقر و فاقه به تو رسانید و لطف تو آن را زایل نگردانید.
💡 پیش از آن دم که ز خط حسن تو زایل گردد غمزه ات هر طرفی در طلب دل گردد
💡 تا خاک شود پیکر و آنگه بردش باد، هرگز نشود از دل ما مهر تو زایل