لغت نامه دهخدا
زایده ساق. [ ی ِ دَ / دِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به زوائد شود.
زایده ساق. [ ی ِ دَ / دِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به زوائد شود.
💡 ۳. هفت زایده که شامل ۴ زایده مفصلی (۲ تا فوقانی و ۲ تا تحتانی)، دو زایده عرضی و یک زایده شوکی میباشد.
💡 نهنگ عنبر کوتوله در پشت چشمان خود زایدهای دارد که همانند آبشش ماهیان به نظر میآید اما آبشش واقعی نیست. با آنکه دو گونه نهنگ عنبر کوتوله و نهنگ عنبر ریزقد بسیار همانند هم هستند، و از این رو تشخیص آن دو از یکدیگر در دریا بسیار سخت است، باله پشتی نهنگ عنبر کوتوله بزرگتر از دیگری است.
💡 ضمن گذر به سوی عقب، در بالای هشتمین عصب گردنی و بین زایده عرضی هفتمین مهره گردنی و گردن نخستین دنده، از پشت گردن بالا میرود؛ در حالی که بین ماهیچههای نیمخاری گردنی و سری و همارتفاع با مهره آسه، این ساختارها و ماهیچه های مجاورشان را تغذیه میکند. همچنین، با انشعاب عمقی شاخه پایینرونده سرخرگ پسسری و شاخههای سرخرگ مهرهای، بازپیوندی (آناستوموز) میکند.
💡 کنار قدامی: این کنار در بالا از زایده کورونوئید شروع شده و در پایین در امتداد خط مایل قرار میگیرد.
💡 این ماهیچه در قسمت انتهایی، یک تاندون (وتر) مشترک دارد که به ناحیه پشتی زایده منقاری (اوله کرانون) استخوان اولنا متصل میگردد. چون سر دراز ماهیچه سه سر بازویی از مفصل شانه نیز عبور میکند، بنابراین این ماهیچه یک عضله دو مفصلی است.