زاهد ششصدهزارسال

لغت نامه دهخدا

زاهد ششصدهزارساله. [ هَِ دِ ش ِ ص َ هَِ ل َ / ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از ابلیس که ششصدهزار سال عبادت حق سبحانه و تعالی میکرد و بسبب انکار به لعنت گرفتار شد. ( لطائف اللغه ):
زاهد ششصدهزاران ساله را
پوزبندی ساخت آن گوساله را.مثنوی.

جمله سازی با زاهد ششصدهزارسال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زاهد و عجب و نماز و من و رندی و نیاز تا ترا خود ز میان با که عنایت باشد

💡 بی شک ببازد دین و دل زنار بندد بر میان زاهد ببیند گر چو من آن زلف کافر کیش را

💡 چشم مستش تا کند بنیاد عقل و دین خراب زاهدان را مست و لا یعقل به بازار آورد

💡 اهالى محل از اينكه زاهد حاضر شد بر جنازه چنين مرد آلوده اى نماز بخواند در شگفت ماندبودند.

💡 رشکم از زاهد نمی آید که گه گه بیندت طبع ناموزون چو میل شکل موزون کم کند

💡 آمیخته با شاهد هم عاشق و هم زاهد وز ذوق نمی‌گنجد در کون و مکان ای جان

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز