ریز سنج

لغت نامه دهخدا

ریزسنج. [ س َ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) آلتی است برای اندازه گیری قطر اجسام بسیار کوچک و آن تا حدود یکصدم میلیمتر را تعیین می نماید. ( فرهنگ فارسی معین ).

دانشنامه آزاد فارسی

ریزسنج (micrometer)
وسیله ای برای اندازه گیری بسیار دقیق طول ها یا زاویه های کوچک. در اخترشناسی و مهندسی، ریزسنج های متفاوتی به کار می رود. ریزسنج های اخترشناسی شامل دو سیم ظریف، یکی ثابت و دیگری متحرک، است که در صفحۀ کانونی تلکسوپ نصب شده اند. سیم متحرک به صفحه ای کشویی متصل است و در موقعیتی موازی با دیگری قرار می گیرد. هرگاه جسم بین دو سیم نمایان شود، مقدار جابه جایی با کمک مقیاسِ پیچِ تنظیم نشان داده می شود. ریزسنج مدرج، که در مهندسی اهمیت فراوانی دارد، با درجۀ تنظیمی ظریف و فوق العاده دقیقی با نام ورنیهکار می کند.

جمله سازی با ریز سنج

💡 صبح از دم خون ریز «نظیری » به هراس است از ناوک شب خیز بود بیم عسس را

💡 خطت را تا به خون ریزی نشان شد به شوخی غمزه ات صاحبقران شد

💡 زان پیش که احسان فلک شعله فروشد بیدل عرقی ریز به سامان تلافی

💡 کسی دیگر ندارد حدّ این قرب وگر گوید بحلقش ریز خود سرب

💡 نی کلکم زشکرخند لبانت دم زد زآن شکر ریز و گهرخیز بیانی دارد

💡 تو عید خلقی و قربانت آنکه مردم را کشد به غمزه خون ریز چشم جادویت

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز