لغت نامه دهخدا
رویینه مال. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) تیز. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ مرکب ) صدایی که از دهن برآرند. ( ناظم الاطباء ). || جراد. ( منتهی الارب ) ( یادداشت مؤلف ).
رویینه مال. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) تیز. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ مرکب ) صدایی که از دهن برآرند. ( ناظم الاطباء ). || جراد. ( منتهی الارب ) ( یادداشت مؤلف ).
تیز. یا صدایی که از دهن بر آرند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگاه کرد به بالا و دید پران است سطبر مرغی رویینه استخوان رستم