لغت نامه دهخدا
روس فیل. ( ص مرکب ) در اصطلاح سیاسی کسی را گویند که طرفدار نفوذ روسها باشد. ( از فرهنگ فارسی معین ). رسوفیل در تداول عامه:
منکه آقای نظام الملکم
قلزم بیطرفی را فلکم
نه رسوفیلم و نه انگلوفیل
چس فیلم چس فیلم چس فیل.
روس فیل. ( ص مرکب ) در اصطلاح سیاسی کسی را گویند که طرفدار نفوذ روسها باشد. ( از فرهنگ فارسی معین ). رسوفیل در تداول عامه:
منکه آقای نظام الملکم
قلزم بیطرفی را فلکم
نه رسوفیلم و نه انگلوفیل
چس فیلم چس فیلم چس فیل.
( صفت ) آنکه طرفدار نفوذ روسهاست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به روسی خبر شد که دارای روم درآورد لشگر بدان مرز و بوم
💡 هرکه بر رخسار دلبر زلفمشکین دید گفت پادشاه زنگ کی تسخیر ملک روس کرد
💡 که: فریاد شاها! ز بیداد روس! که از مهد ابخاز بستد عروس
💡 کاروان گر ببرد دفتر اشعار محیط شکر از هند عوض آورد و قند از روس
💡 گر ایران زمین است این مرز و بوم ز چه دست روس و پروسند عموم
💡 آوخ که در دیار خراسان به عهد ما تجدید عهد کرب و بلا کرد توپ روس