روده درازی کردن

لغت نامه دهخدا

روده درازی کردن. [ دَ / دِ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )پرگویی کردن. پرحرفی کردن. بسیار سخن گفتن. پرچانگی کردن. کثرت کلام داشتن. اطناب کردن. در سخن گفتن بسیار طول دادن. رجوع به روده دراز و روده درازی شود.

فرهنگ فارسی

پر گویی کردن. پر حرفی کردن

جمله سازی با روده درازی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راه درازی آمد، فرسوده[ت] بود، آرامش[ث] یافت،

💡 دوست گر از لطف خواهد بخیه بر زخمم زند تار زلفش کوتهی با آن درازی می‌کند

💡 این خیابان سالیان درازی تا اوایل دهه ۶۰ بیابانی بوده و پایان غربی آن تقاطع با مسیل باختر بود. (چهارراه جانبازان - سه راه ارامنهٔ سابق)

💡 نه از شرمست کز چشم وی آسان برنمی‌آید نگاهش با درازی‌های مژگان برنمی‌آید

💡 ۱- مینا با فتح میم: به پارچه درازی می‌گویند که رنگ آن مشکی و تمام سینه و پشت و گردن را می‌پوشاند که حجاب تمام زنان جنوب کشور محسوب می‌شود.

💡 تار سر زلف تو دراز است کسی دید زینسان به درازی شب تاری نه و هرگز

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز