رنگ مهتابی

لغت نامه دهخدا

رنگ مهتابی. [ رَ گ ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رنگ سفیدمایل به زردی مثل مهتاب. ( از آنندراج ):
خم باده گر می خورد آن نگار
بود رنگ مهتابیش برقرار.طغرا ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

رنگ سفید مایل بزردی مثل مهتاب

جمله سازی با رنگ مهتابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راستی را عجب است این که نزاری گفته‌ست دوش من بودم و خورشید و خوش مهتابی

💡 قدی هنگامه چون شمعی رخی پروانه مهتابی گدا باغ ارم بزمی بهشت آئین شبستانی

💡 چو اشک امشب به ساغر بادهٔ نابی دگر دارم ز مژگان تا به دامان سیر مهتابی دگر دارم

💡 دل عشّاق و سر زلف و بناگوش تو هست کاروانی و شب تیره و خوش مهتابی

💡 شب دو زلف تو تاریک و ره نمی دانم مگر برآیدم از روی دوست مهتابی

💡 افشین در شب مهتابی بابک را با چند نگهبان به بذ فرستاد و اجازه داد که به دور شهر بگردد.

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز