رفیقی تفرشی

لغت نامه دهخدا

رفیقی تفرشی. [ رَ قی ِ ت َ رِ ] ( اِخ ) میرزامحمد علی از گویندگان قرن سیزدهم هجری قمری و از سادات طباطبایی از محال قم بود و سالها در اصفهان تحصیل نمود و در علوم ریاضی مهارتی داشت. گاهی شعر می گفت که از آن جمله است:
در طرف چمن مرغ دل آرام نگیرد
پیداست که غیر از هوس دام ندارد.شب آدینه و من مست و صراحی دردست
وای بر من اگر از ره عسسی برخیزد.کند دیوانه را زنجیر عاقل می ندانستم
که از زنجیر زلف آن پری دیوانه خواهم شد.رفت از کار دلم دوش به بانگ جرسی
غالباً همره این غافله بوده ست کسی.( از مجمع الفصحا ج 2 ص 143 ).رجوع به نگارستان دارا نگارخانه 4 و انجمن خاقان انجمن 4 و تذکره دلگشا نسخه خطی کتابخانه ملک، بوستان 2 و سفینة المحمود مجلس 3 مرتبه ٔ1 ص 151 و فرهنگ سخنوران شود.

جمله سازی با رفیقی تفرشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این زمانه رفیقی که خالی از خِلَل است صُراحیِ میِ ناب و سَفینهٔ غزل است

💡 غافل مباش دان که ز اندام تو به گور سازند مار و مور رفیقی و برزنی

💡 چون برانگیخت مرا رفت و چراغی بفروخت بی‌تحاشی چو رفیقی که بود از اشباه

💡 نه همدمی، نه رفیقی که از لطافت مهر تواند از دل زارم زدود گرد محن

💡 رفیقی چو کردار بد، پست نیست که جز در بدی، با تو همدست نیست

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز