رامی سکندرابادی
لغت نامه دهخدا
( رامی سکندرآبادی••• ) رامی سکندرآبادی. [ ی ِ س ِ ک َ دَ ] ( اِخ ) منشی هرکوپول سکندرآبادی. از گویندگان نامی هند و از براهمه بشمار میرفت که به تفته یا تفته سکندرآبادی معروف بود. دیوان بزرگی در 5 جلد بزبان فارسی و اثر دیگری بنام «تضمین گلستان » دارد. بیت زیر از اوست:
چند گویی که نشان نیست ز خونین کفنان
مگر این لاله که بینی ز شهیدان تو نیست.
و رجوع به تفته در همین لغت نامه و نگارستان سخن ص 18 و صبح گلشن ص 86 و 87 و الذریعه ج 9 قسم دوم وروز روشن ص 236 و 237 شود.
فرهنگ فارسی
( رامی سکندر آبادی ) منشی هر کوپول سکندر آبادی. از گویندگان نامی هند و از براهمه بشمار میرفت.
جمله سازی با رامی سکندرابادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رضی، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان رامیان در استان گلستان ایران.
💡 میان بت پرستان رام رامی می توانم گفت اگر یک لحظه آن کافر سعیدا رام من باشد
💡 جوزچال، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان رامیان در استان گلستان ایران.
💡 آتش سوزنده رانتوان به چوب اندام داد چوب گل دیوانگان رامی کند دیوانه تر
💡 رجن، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رامیان در استان گلستان ایران است.