شرق هندی
لغت نامه دهخدا
شرق هندی. [ ش َ ق ِ هَِ ] ( اِخ ) سیدمحمد افضل. از گویندگان قرن 13 هَ. ق. و از مردم لکهنو بوده چندی در خدمت نواب ملک آرا بود سپس به سپهدار عراق پیوست. از اشعار اوست:
گر رهد از شکن زلف اسیر ذقن است
دل دیوانه گهی در چه و گه در رسن است.
حور نگویم تو را که عین قصور است
دوزخی ام دربهشت اگر چو تو حور است.( از مجمعالفضلاء ج 2 ص 248 ).
فرهنگ فارسی
سید محمد افضل از گویندگان قرن سیزدهم هجری و از مردم لکهنو بوده چندی در خدمت نواب ملک آرا بود سپس به سپهدار عراق پیوست.
جمله سازی با شرق هندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پاکستان اعلام کرد که جنگندههای هندی روز شنبه حريم هوایی شهرهای کشمیر و لاهور در شرق پاکستان را نقض کردهاند. در واکنش سخنگوی نیروی هوایی ارتش هند مدعی شد که جنگندههای هندی به اشتباه وارد حریم هوایی پاکستان شده بودند. الجزیره انگلیسی
💡 سرای نورمحل یا سرای مغولی، مسافرخانهای با اهمیت تاریخی در نورمحل در نزدیکی جلندر در پنجاب،هندوستان است. این بنا به دستور نورجهان، همسر جهانگیرشاه، چهارمین پادشاه سلسله گورکانیان هند و با نظارت زکریا خان در ۱۶۱۸ ساخته شد. این بنا نمونه جالب توجهی از معماری شرقی به شمار میرود و باستانشناسان هندی در حال حاضر کار نگهداری از آن را برعهده دارند.