اعمال کردن قانون به معنای اجرای دقیق و صحیح قوانین موجود در یک جامعه است. این فرآیند شامل نظارت بر رفتار شهروندان و اطمینان از رعایت قوانین توسط آنها میشود. برای موفقیت در این امر، همکاری نهادهای مختلف مانند پلیس، قوه قضائیه و دولت ضروری است. همچنین، اعمال کردن قانون باید به گونهای باشد که عدالت و انصاف را در جامعه حفظ کند. در صورت عدم اجرای مناسب قوانین، ممکن است مشکلات اجتماعی و حقوقی به وجود آید.

اعمال کردن
لغت نامه دهخدا
- اعمال نفوذ کردن؛ نفوذ و قدرت را بکار بستن. از مقام خود در انجام دادن کاری استفاده کردن. اعتبار و شخصیت خود را بکار بردن.
فرهنگ فارسی
جملاتی از کلمه اعمال کردن
بعد از حل این مجموعه از معادلات، میتوان از حالتهای ورودی و خروجی بلوکها برای استخراج ویژگیهای برنامه در محدوده بلوکهای پایه استفاده کرد. با اعمال کردن تابع انتقال هر عبارت به صورت جداگانه، میتوان اطلاعات مطلوب را در هر نقطه از بلوک پایه به دست آورد.
یکی از کلیدهای باعث پیشرفت سرویس نرمافزاری توانایی سازندگان آن در عرضه یک قیمت رقابتی با نرمافزارهای در محل هست. این با منطق سنتی برای برون سپاری سیستمهای فناوری اطلاعات استوار است، که اعمال کردن اقتصاد قابل تعمیم به عملیات برنامه را در بر میگیرد، به عنوان مثال، یک سرویس دهنده بیرونی شاید بتواند برنامههای بهتر، ارزانتر و مورد اطمینان بیشتر پیشنهاد میدهد.
برچسبهای مالیاتی جاده و برچسبهای قیمتی، اغلب آشکارساز دستکاری هستند، بدین معنا که نمیتوان آنها را یکباره و در طی یک قطعه برداشت. این امر باعث میشود که انتقال یک برچسب مالیاتی از یک ماشین به ماشین دیگر یا کندن برچسب قیمتی از یک کالای ارزان و اعمال کردن مجدد آن بر روی یک کالای گران، دشوار باشد.