لغت نامه دهخدا
راستکار شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) راستکاری کردن. راستی فعل داشتن. صادق و متدین و امانت دار و صالح شدن. پرهیزکار شدن. تدین؛ راستکار شدن. ( منتهی الارب ).
راستکار شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) راستکاری کردن. راستی فعل داشتن. صادق و متدین و امانت دار و صالح شدن. پرهیزکار شدن. تدین؛ راستکار شدن. ( منتهی الارب ).
راستکاری کردن. راستی فعل داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواهی که رستگار شوی راستکار باش تا عیب جوی را نرسد بر تو مدخلی
💡 دریابندری، نجف با همکاری فهیمه راستکار، کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز، تهران: نشر کارنامه، تابستان ۱۳۸۴، جلد اول، ص ۶۷۰.
💡 خانهبهدوشان فیلمی به کارگردانی و نویسندگی سلیمان راستکار محصول سال ۱۳۵۰ است.
💡 دریابندری، نجف با همکاری فهیمه راستکار، کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز، تهران: نشر کارنامه، تابستان ۱۳۸۴، جلد اول، ص ۸۶۶.
💡 فهیمه راستکار (زاده اسفند ۱۳۱۲، تهران – درگذشته ۲ آذر ۱۳۹۱، تهران) صداپیشه و بازیگر پیشکسوت عرصه دوبلاژ، تئاتر، رادیو، سینما و تلویزیون اهل ایران بود.
💡 سال ۱۳۵۱ در مراسم افتتاحیهٔ «تئاتر شهر» که نمایش باغ آلبالو اثر آنتون چخوف و به کارگردانی آربی اوانسیان روی صحنه رفت، راستکار یکی از بازیگران آن بود.