لغت نامه دهخدا
راحله روا. [ ح ِ ل ِ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه راحله بدهد مانند حاجت روا. ( آنندراج ).
راحله روا. [ ح ِ ل ِ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه راحله بدهد مانند حاجت روا. ( آنندراج ).
آنکه راحله بدهد مانند حاجت روا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خود را به تو بی راحله رفتم برسانم چون گرد پی قافله رفتم برسانم
💡 آتشنوشتههای مدادشمعی، سروده راحله معماریان، انتشارات دفتر شعر جوان.
💡 يا بن رسول الله ! راه دور است و تهيه زاد و توشه راحله به اندازه كافى در توانمنيست.
💡 کایاک دونفره ۵۰۰متر جوانان- راحله احدپور و هنگامه احدپور مدال برنز
💡 کرده به عالم روان حسن تو کاروان دوان وز در شاه خسروان یافته زاد و راحله
💡 ای مانده در این راهگذر، راحلهای ساز از علم و ز پرهیز که راهت به قفار است