ذوی العاهات
مترادفها
معلولان، ناتوانان
متضادها
سالم، تندرست
لغت نامه دهخدا
ذوی العاهات. [ ذَ وِل ْ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) خداوندان عاهت. آفت زدگان. خداوندان آفت.
فرهنگ فارسی
آفت زدگان. خداوندان آفت.
جمله سازی با ذوی العاهات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «سلیل، مسلولهٌ من الآفات و العاهات و الأرجاس و الأدناس (الأنجاس)؛ سلیل، از بدیها، پلیدیها، زشتیها، ناپاکیها و آلودگیها، پاک و عاری است.»